خوشه نگاهت

کبوتران بی شمار ترانه را سیراب می کند.

گرمای لب هایت

دشت ها را آفتاب است؛

برای همیشه و هر روز.

مرا در نجوای سینه ات باز پنهان کن؛

بگذار با فواره اندامت

          به آسمان نزدیک تر شوم ...


پی نوشت نقره ای : خدایا آفتاب را از آسمان قصه هایمان نگیر ...